محمد تقي جعفري
216
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( ( 2882 ) ) شكر آن نعمت كه تان آزاد كرد نعمت حق را ببايد ياد كرد ( ( 2883 ) ) چند اندر رنجها و در بلا گفتهاى برهان ز دامم اى خدا ( ( 2884 ) ) تا چنين خدمت كنم احسان كنم خاك اندر ديدهء شيطان زنم چون خلاصت داد حق از امتحان هم چنانستى كه بودى هم چنان چون رها كردت فرامش كرديش جان خود را مست و بىهُش كرديش آيه « عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنا وَجَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ حَصِيراً . » 17 : 8 ( 1 ) [ اى بنى اسرائيل ] شايد پروردگار شما به شما رحم كند و اگر بار ديگر به فساد بر گرديد ما هم به كيفر دادن بر مىگرديم و دوزخ را براى كفار زندان قرار دادهايم ) . تفسير ابيات مرغى در بالاى ديوارى نشست ، در آن نزديكىها به دانه هايى كه روى دام پاشيده شده بود مىنگريست ، گاهى به سوى صحرا نگاه مىكرد و گاه ديگر نگاهش را از روى حرص و طمع بدانه ها مىدوخت . مبارزهء اين دو نظر ، عقل مرغ بىنوا را از مغزش ربود و بالاخره دانه رفت و در دام افتاد ، شكارچى هم او را كشت و بكامش رسيد . مرغ ديگرى را فرض كنيد كه از گرداب تردد خود را نجات داده و از دانه و دام اعراض نموده و نظر به صحرا انداخته ، شادمان بال و پر گشود . اين پرواز عاقلانه مباركش باد ، زيرا همين پرواز بود كه او را پيشواى همهء آزادگان نمود ، كسى كه چنين پرندهء آزاد را تبعيت كند از زندان و دام رهايى يافته در مقام امن و آزادى جاى مىگيرد ، زيرا دل آگاهش پيش رو احتياط كاران گشته ، در گلستان شاداب و چمن سر سبز و خرم منزل گرفت .
--> ( 1 ) سوره الإسراء ، آيهء 7 . .